حقوق ایران و فرانسه
جنایتی زیر نقاب سال هاست که یکی از خواستههای زنان دنیا، در روز جهانی زن، آزادی سقط جنین است. سقط جنین که در بسیاری از کشورهای پیرامونی عملی غیرقانونی محسوب میشود، اغلب در مراکز غیر بهداشتی و توسط افراد غیرمتخصص انجام شده و سالانه منجر به مرگ صدها هزار زن باردار میشود. ایران نیز از این قاعده مستثنا نیست. در حالی که آمار دقیقی از تعداد سقط جنینهای غیرقانونی در دنیا در دست نیست، آمار غیررسمی و اطلاعاتی که توسط مراکز بهداشتی منتشر شده خبر از ابعاد هولناک این فاجعه میدهد. حال باید دید که اصولا تدوین چنین قانونی صحیح است یا خیر؟ در اینجا قصد داریم تجربه ایالات متحده را در زمینه قانون گذاری در این بار مطالعه نماییم. تصويب قانون سقط وتولد نيمه كاره در آمريكا غوغائي برپا ساخت. گروه هاي موافق اين عمل با ديگر گروه هاي موافق سقط جنين متحد شده و در دو مجلس نمايندگان و سناي اين كشور هياهوئي برپا ساختند. آنها با ارائه ادعاهائي كه همه كذب محض و دروغين بود مدعي شدند كه جنين پس از بيهوشي كامل مادر اصلاً زنده نمي ماند و يا اينكه پس از تزريق داروي بيهوشي به مادر نوزاد هم تحت تأثير آن دارو ديگر چيزي حس نمي كند! جرم انگاری انتقال ایدز در اروپا در سال هاي اخير، قرائن عديده اي، بر افزايش محسوس تعقيب هاي کيفري در رابطه با انتقال ويروس HIV در قاره اروپا، علي الخصوص کشورهايي نظير فنلاند، سوئد، هلند و انگلستان دلالت مي کند. طي همين مدت، انتشار و شيوع ويروس HIV در اروپاي شرقي و جمهوري هاي مرکزي وغربي نيز مشاهده شده است. در مقاله حاضر، به طور خلاصه، به بررسي قوانين مربوط به جرم انگاري انتقال HIV در کشور هاي امضاء کننده کميسيون اروپايي حقوق بشر (ECHR) و آزادي هاي اساسي پرداخته می شود. به همين جهت و در راستاي دامن زدن رسانه ها به اين موضوع، اين نگراني به وجود آمده است که دولت ها درصد جرم انگاري رفتارهاي ناقل ايدز برآمده و انتقال دهندگان ويروس HIV را مورد تعقيب کيفري قرار دهند که چنين امري به قطع، منجر به نقض برخي آزادي هاي مبتلايان به اين بيماري خواهد شد. بسياري از کار گروه هاي حقوقي اتحاديه اروپا، ضمانت اجراهاي کيفري را به عنوان حربه اي موثر در پيشگيري از رفتارهائي که انتقال HIV را به دنبال دارند مورد تأکيد قرار داده، بی آنکه ديگر گزينه هاي ممکن در اين راستا را به درستي مورد بررسي قرار داده باشد. نگراني هاي مزبور، سابقه اي به درازاي آغاز همه گير شدن بيماري ايدز داشته است. از همان ابتدا، برخی، از اعمال ضمانت اجراهاي کيفري به منظور پيشگيري از شيوع ايدز حمايت نموده و برخی ديگر مدافع اعمال تدابير جايگزين از قبيل: اعمال مقررات مربوط به بهداشت عمومي و يا به کارگيري سياست هاي اجتماعي به شمار مي آمدند. مالکیت فکری در معاملات تجاری (بخش دوم) علایم تجاری در موضوع علایم تجاری مسایل مربوط به مالکیت معمولا در مقایسه با حق پدیدآورنده ساده تر هستند. با این وجود اهمیت دارد تا مطمئن شویم که انتقال یک علامت خصوصا به این منظور انجام می پذیرد تا از اینکه آن علامت ویژگی انحصاری خود را از دست بدهد جلوگیری کنند. زیرا اگر ویژگی انحصاری و متمایز کننده علامات تجاری که برای معین کردن منشا محصولات و خدمات لازم است) از بین برود با این خطر رو به رو می شوند که حمایت حقوقی از آنها سلب گردد. به بیان دیگر در این صورت آن علامت تجاری شیوع می یابد و دیگر نمی توان به آن "مال" اطلاق کرد و از این پس در قلمرو اموال عمومی جای می گیرد. کافی است تا به عنوان مثال علامت "آسپیرین" (Aspirine) را یادآور شویم که در ابتدا ملک شخصی به نام "بایر" بود ولی امروزه لفظ عامی است که بر نوعی اسید خاص که در درمان به کار می رود دلالت دارد. همچنین باید یادآور شد که علامت تجاری حتی اگر ثبت نشده باشد به عنوان مالی است که قابلیت انتقال را دارد. هر چند به نسبت یک علامت ثبت شده که در موضوع حقوق ماهوی و آیین دادرسی بسیار حائز اهمیت است "وصف نازلتری" دارد. ۱) انتقال ماده ۴۸ قانون علایم تجاری در مورد بیع یا انتقال علامت تجاری مقرر می دار که علامت تجاری چه ثبت شده و چه ثبت نشده قابل نقل است و آن را همواره اینگونه در نظر می آورند که خواه با توجه به کالاهای شرکت و یا به تنهایی در برابر تمام یا بخشی از خدمات یا محصولاتی که این علامت با آنها به کار گرفته می شود انتقال پذیر است. در عمل سخت است که پیش بینی شود که علامت تجاری به هیچ نحو بیع کالاهایی که به آن مربوط است را شامل نمی گردد. وانگهی بیع علامت در قبال صرفا بخشی از کالاها می تواند بسیار خطرناک باشد. زیرا بند دوم همین ماده تصریح دارد که اثر چنین بیع یا انتقالی این نیست که علامت تجاری را از حالت انحصاری خود خارج سازد، هر چند به دنبال چنین انتقالی حقوق راجع به این علامت نزد دو یا چند شخص می ماند. یادآوری این مطلب خالی از اهمیت نیست که تمامی مقرراتی که پیش از این در قانون علایم تجاری پیش بینی شده اند و ثبت استفاده نمودن با اجازه )همچون تحت لیسانس یا با فرانشیز علامت تجاری) را پیش بینی می کنند، دیگر ضروری نیستند. با این وجود، هنوز ماده ۵۰ قانون بر شخصی که لیسانس یا فرانشیزی را اعطا می کند، این تعهد را بار می نماید تا بر ویژگی ها و وصف کالاها و خدمات کاربرد و انتشار یا بهره برداری از آن علامت نظارت کند. معمولا قراردادهای لیسانس یا فرانشیز تمامی این حمایت ها را شامل می شوند. از سوی دیگر، انتقال علامت ثبت شده باید به اطلاع دفتر ثبت علایم تجاری برسد، که این دفتر هنگامی که انتقال برایش محرز گردد، به ثبت این انتقال مبادرت می ورزد. عملا، معمولا سند استانداردی از انتقال علامت در ضمیمه قرارداد خرید/فروش اموال در دفتر ثبت سپرده می شود که نمایانگر تمامی علایمی است که منتقل شده اند. ۲) تایید دقیق اثبات سند مالکیت علامت تجاری به عنوان یک تایید دقیق، علی الاصول بسیار ساده است. استفاده قانونی شرکت از یک علامت ثبت شده، به استثنای زمانی که این مورد استفاده تحت لیسانس انجام گرفته باشد، به عنوان آن در نظر گرفته خواهد شد، که بنابر استفاده از آن علامت می تواند از شدت زیاد یا کمی برخوردار باشد. از سوی دیگر، راجع به علایم ثبت شده، تنها در صورتی ایجاد اشکال می کند که آن علامت در جریان امور توسط شخص دیگری به غیر از مالک ثبت کننده آن علامت مورد استفاده قرار گیرد، آنچه در گروه های شرکت ها بسیار متداول است. در این موارد، معمولا ترجیح داده می شود تا از لیسانس های تصدیقی در میان استفاده کنندگان و مالک آن استفاده کنند که در مهلتی جای می گیرد که مالک و استفاده کننده واحد نباشد. همواره باید به طور منظم پرونده های علایم را مورد بررسی قرار داد، هر چند تنها ثمره آن این است که از نبود آیین دادرسی های متقابل یا آیین دادرسی های پرتوی علایم بر طبق ماده ۴۵ قانون، یا در برابر دیوان فدرال مطمئن گردیم. با توجه به اینکه این امور معمولا مبتنی بر عدم انحصاری بودن علامت است، در نمایندگی ها و ضمانت ها جای دارد تا در همه موارد اطمینان حاصل کنیم که علایم، انحصاری هستند و با علایم دیگری که در سرزمین مورد نظر، مورد استفاده هستند، اشتباه نمی گردند. با توجه به تهاجمات ماده ۴۵ که توسط آن دفتر ثبت می تواند اثبات به کار گیری علامت توسط دارنده را طلب کند، مهم است که مطمئن بشویم که آن علامت بی وقفه و مداوم توسط مالک یا شخص ماذون از طرف وی مورد استفاده قرار گرفته است. این امر همچنین باید در قرارداد به صورت نمایندگی خاص منعقد گردد. ۳)ملاحظات بین المللی قانون علایم تجاری دقیقا مثل قانون راجع به حق اختراع، علی الاصول محلی و سرزمینی است. بنابراین نباید انتظار داشت که علامت تجاری که در کانادا به ثبت رسیده، در تمامی دنیا ثبت شده باشد یا حتی در دسترس باشد. بنابراین، باید در هر یک از کشورهایی که فروشنده شرکت خود را مورد بهره برداری قرار می دهد و حتی در تمامی بازارهای احتمالی، در صورتی که بخشی از پلان استراتژیک خریدار باشد، مورد تایید قرار گیرد.
پانوشت ۱- در اینجا می توانید قسمت اول این بحث رو بخونید. پانوشت ۲- یه عکس خیلی زیبا از نمای شب تهران از پناهگاه شیرپلا در وبلاگ دوست خیلی خوبم احمد وجود داره که پیشنهاد می کنم حتما یه نگاهی به اون بیاندازید. پانوشت ۳- دوست هم اتاقی من که از وبلاگ نویس های خیلی قدیمی است، دوباره تصمیم گرفته که کار وبلاگ نویسی رو آغاز کنه. لینک وبلاگ ایشون: پدر خوانده مالکیت فکری در معاملات تجاری (بخش اول) کانادا/ مونت رئال (کبک)/ دانشگاه مک گیل/ دانشکده حقوق در زمان بیع شرکت برخلاف انواع دیگر بیع طرفین با انتقال دسته های متفاوتی از اموال مواجه هستند که مشتمل بر اموال مادی و اموال غیرمادی می باشند. اموال غیرمادی را می توان بر طبق عناصر گوناگون تشکیل دهنده آنها از قبیل سهام یا اسناد دیگر شرکت ها اسکناس ها چک ها و دیگر اسناد تجاری مالکیت معنوی و غیره در تقسیم بندی جداگانه ای قرار داد. هدف از بحث حاضر طرح جنبه های مختلف مربوط به بیع اموالی است که بخشی از مالکیت فکری را می شناسانند. در این بحث به بیع شرکت توجه خاصی می شود غلیرغم آنکه اغلب مفاهیمی که مورد بحث قرار می گیرند در بیشتر معاملاتی که متضمن بیع انتقال مالی از مالکیت فکری و حتی موارد خاصی همچون "شبه مال" اعمال می گردند. منظور از اصطلاح شبه مال مواردی از قبیل اسرار تجاری دستورالعمل ها و دیگر اطلاعات محرمانه می باشد. خود وجود حق مالکیت فکری یعنی «مال» در مفهوم قانون مدنی معمولا ثمره قوانین خاص است. چنین اموالی که در قوانین به رسمیت شناخته شده اند شامل حق اختراع حق پدیدآورنده طرح های صنعتی و ... می گردند. همانطور که دیدید من عمدا موضوع علایم تجاری را حذف کردم. زیرا با وجود آنکه در کانادا علایم تجاری در چارچوب قانون علایم تجاری هستند نقش آنها صرفا به دلیل توانایی آنها در تفکیک محصول یا خدمات است. در حقوق آنگلوساکسون غالبا علایم تجاری ثبت نشده را «؟؟» می نامند. مسلما در رسم الخط «؟؟» در کانادا مانند انگلستان یک خط پیوند آورده می شود در حالی که در ایالات متحده آن را در یک کلمه می نویسند. همچنین "مالکیت های فکری" دیگری وجود دارند که چه در کبک مطابق حقوق مدنی و چه در ایالات دیگر کانادا (کامن لا) بر طبق قواعد عام حقوقی به کار می روند. از میان بقیه می توان به اسرار تجاری دستورالعمل ها و اطلاعات محرمانه اشاره کرد. تمامی این "اموال غیرمادی" برخلاف اموال مادی هنوز به آن مرحله از تحول از منظر قانونی نرسیده اند تا به عنوان مثال با حقوق غیرمنقول قابل مقایسه باشند که در آن مجموعه ای از معاملات قابل تصور است که می توانند به نحوی بر مال غیرمنقول تأثیر بگذارند به نحوی که نظام های حقوقی و قانون مدنی سطوح متعددی از آن را بشناسند: حق مالکیت حق انتفاع حق ارتفاق حقوق ظاهری حق اجاره و غیره. در موضوع مالکیت فکری متمایل به این سو هستیم که از این مدل ها در جهت تضمین اداره آنها الهام گرفته شود. با این وجود این امر غالبا با تفاوت های چشمگیر یا حتی به سختی انجام می پذیرد. به عنوان مثال در کبک معمولا صرف اجازه استفاده از علایم تجاری را به عنوان اجاره منقول می انگارند. حال در مورد اسرار تجاری که مفاهیم اساسی اموال و مالکیت در مورد آنها به سختی قابل اعمال است چه وضعیتی حاکم است؟ در زمان بیع شرکت ها بیشتر اموالی که انتقال می یابند در قلمرو مالکیت فکری هستند. مسلما در صورتی که این شرکت ها در بخش های با فنآوری بالا نظیر بخش های انفورماتیک هوایی داروخانه ای شیمی و غیره کار کند مالکیت فکری جایگاه عظیمی را در معاملات به خود اختصاص می دهد. در شرکت های فرانشیز و تحت لیسانس مالکیت فکری از درجه اول اهمیت برخوردار است. در موارد دیگر نیز نباید شیوع آن را دست کم گرفت. در این مقاله بر آنیم که به طرفین اجازه دهیم تا از مشکلات یا دام های بعدی پرهیز نمایند و بدین منظور باید به مثال های ذیل معتقد بود: ۱) بیع یک "محصول" علایم دستورالعمل ها طرز تهیه ها فرمولاسیون در بطری ریختن و بسته بندی صورت و فهرست مشتریان به فروش می رسند. ساخت محصول توسط شخص ثالثی بر عهده گرفته می شود. در زمان خاتمه قرارداد (پنج سال بعد) این شخص ثالث به عنوان مالک فرمولاسیون شناخته شده و قرارداد ساخت به بهبودهای بعدی توجهی نمی کند. ۲) بیع شرکت در اینجا با بیع علایم X سر و کار داریم به نحوی که تمامی علایم V خارج می شود ولی هیچ کس عاقبت علامت VX را که ثبت نیز شده است را پیش بینی نکرده است. ۳) بیع شرکت شامل بر عهده گرفتن مسوولیت فنآوری ثبت شده است. با این وجود این انتقال در نزد اداره ثبت اختراع پیش بینی نشده است... این مطلب ادامه دارد 
ادامه مطلب

ادامه مطلب


![]()
| Design By : Night Skin |
