یک روز تعطیل با شهریار/ امیر/ مسافر/ شازده کوچولو ...
جاتون خالی پنجشنبه رفتم به چاپخانه سازمان فرهنگ و ارشاد... چقدر عظیم بود... خدا می دونه چند تا کتاب و سررسید و کاتالوگ و از این دست چیزا در یک زمان واحد چاپ می شد... خیلی دلم هوس داشتن کتاب جدید کرد... چه خوب بود به آدم یه پول بخور و نمیری می رسید و کلاً می نشست سراغ تألیف و ترجمه و این جور کارا...
این دو روز خیلی عجیب گذشتن... خودم رو به خیلی کارها سرگرم کردم تا بگذره این چندین ساعت... از خوابیدن و خوابیدن و خوابیدن (شاید بیش از نصفش رو خواب بودم!) تا خرید از تره بار و مطالعه کتاب و ترجمه و ویرایش و وبگردی و اینا... یکی از کارایی که واقعاً بهم چسبید گوش کردن داستان شازده کوچولو به صورت صوتی بود... وای که تو این داستان فرانسوی که احمد شاملو به زیبایی هر چه تمام تر به فارسی برگردانده است، ارتباطات آدمیان قشنگ ترسیم شده... احساسات پاکی که به فراموشی سپرده شده اند و نویسنده با رندی، اوج اون رو در یک پسربچه معصوم و اون هم از سیارکی بسیار دورتر از سیاره ما ترسیم کرده است... یعنی احساساتی که تو این روزا واقعاً دست نیافتنیه... بخشی از این داستان رو اینجا بخونین:
«گفت: -سلام... و مخاطبش گلستان پرگلى بود... گلها گفتند: -سلام... شهریار کوچولو رفت تو بحرشان. همهشان عین گل خودش بودند. حیرتزده ازشان پرسید: -شماها کى هستید؟... گفتند: -ما گل سرخیم... آهى کشید و سخت احساس شوربختى کرد. گلش به او گفته بود که از نوع او تو تمام عالم فقط همان یکى هست و حالا پنجهزارتا گل، همه مثل هم، فقط تو یک گلستان! فکر کرد: "اگر گل من این را مىدید بدجور از رو مىرفت. پشت سر هم بنا مىکرد سرفهکردن و، براى اینکه از هُوشدن نجات پیدا کند خودش را به مردن مىزد و من هم مجبور مىشدم وانمود کنم به پرستاریش، وگرنه براى سرشکسته کردنِ من هم شده بود راستى راستى مىمرد..." و باز تو دلش گفت: "مرا باش که فقط بایک دانه گل خودم را دولتمندِ عالم خیال مىکردم در صورتىکه آنچه دارم فقط یک گل معمولى است. با آن گل و آن سه تا آتشفشان که تا سرِ زانو مَند و شاید هم یکىشان تا ابد خاموش بماند شهریارِ چندان پُرشوکتى به حساب نمىآیم."... رو سبزهها دراز شد و حالا گریه نکن کى گریه کن.»
پانوشت ۱ : وبلاگی رو می خونم که نویسنده اون یه جور طنز اجتماعی می نویسه... طنز به معنای بیان درد... همیشه نوع نگاه و شیوه نوشتن نویسنده این وبلاگ رو تحسین می کنم... یه مطلب گلچین کرده ام که بی ارتباط با حال و هوای خودم هم نیست :
http://snouri.blogfa.com/post-25.aspx
پانوشت ۲ : متن کامل شازده کوچولو ترجمه احمد شاملو رو اینجا ببینین... با اینکه هیچ چیز جای اصل داستان رو نمی گیره اما گوش دادن این داستان به صورت صوتی خالی از لطف نیست... مخصوصاً اگه راوی اون خودِ شاملو باشه... برای دانلود بر روی لینک زیر کلیک کنین:
http://www.4shared.com/file/186437547/ce8e08ef/Shazde_Kuchulu_-_Ahmad_Shamlou.html